نیست

من از موجهای احساسی بیزارم...

و دلم برای یک دل سیر گریه تنگ.

این روزها نمیدانم دچار چه شدم...

اما فهمیدم "دچار" فقط عاشق شدن نیست.

دچار یعنی غم داشتن...محصور بودن در خیال خودت... و اینکه تنوانی با یک نفر دو کلام حرف دل بزنی و گریه کنی...

 

غم دارم.

دچار یعنی: بار یک دنیا تنهایی در دلت تلنبار شود...

یعنی نفهمد کسی زبان دلت با چه جنس واژه ای جمله میسازد...

اینکه چه میخواهی مهم نیست...

اینکه کسی باشد یا نباشد مهم است.

من امروز بیش از هر روز دیگر در زندگیم دچار شدم...

 

بی صبرانه منتظرم... تا شاید 

معجزه ای بزرگ...به پا خیزد...

و کسی بیاید که خالصانه مرا بفهمد... 

عاشقانه دوستم دارد...

و مهربانانه "فقط" باشد...

دلگرم بودنش باشم...

و من ...

شیطنتهای شیرینش را با خنده های روزگار جواب دهم.

 

اما میترسم...

من برای کسی دلتنگم که ندارمش...

و نیست در زندگانیم...

نمی دانم چه میکند... و کجاست... و چه کسی است...

اما هرکه هست...

خانه اش آباد و گرم... 

 

از دلجویی های تصنعی بی زارم...

 

/ 5 نظر / 22 بازدید
نسترن

خیلی خیلی قشنگ و زیبا[گل] با آرزوی یک دنیا شادی و خوشبختی (شرح دل منم هست!!)

نسترن

بگذار سر به سينه ي من تا كه بشنوي آهنگ اشتياق دلي درد مند را شايد كه بيش از اين نپسندي به كار عشق آزار اين رميده ي سر در كمند را بگذار سر به سينه ي من تا بگويمت اندوه چيست، عشق كدامست، غم كجاست بگذار تا بگويمت اين مرغ خسته جان عمريست در هواي تو از آشيان جداست دلتنگم، آنچنان كه اگر بينمت به كام خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت شايد كه جاودانه بماني كنار مناي نازنين كه هيچ وفا نيست با منت تو آسمان آبي آرام و روشني من چون كبوتري كه پرم در هواي تو يك شب ستاره هاي تو را دانه چين كنم با اشك شرم خويش بريزم به پاي تو بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت اي چشمه ي شراب بيمار خنده هاي توام ، بيشتر بخند خورشيد آرزوي مني ، گرم تر بتاب

zahra mahdian

راستش چه شده نمیدانم......................... :/ دلم میخواست واقعن میشد بعضی چیزهارا نگفت و گریه کرد! کسی نپرسد چرا :/ حرف نزند... بگذارد حالی شوی...

عسل فومنی

دوست عزیزم سلام اعیاد شعبانیه بر شما مبارک

ه.ر.ن

احساس میکنم حرفاییه که تو ذهن داشتم و توانایی برای ابراز به این زیبایی ندارم. و از دلجویی های تصنعی بی زارم.