ما میرسیم(انشالله)

از حلاوت گرم عشق گفتن آسان ترین کار دنیاست ...

زمانی که با تو باشم و هستم و خواهم بود. ...

زمان منفرد میشود در سکون از دیربازی که با عشق آشنایم کردی. زمان میماند در بودن و در نبود تو سرعت میگیرد دل من برای رسیدن و به تمنایت پرواز میکند به سمت گرمای دستانت و نگاه زیبایت میکشدم به درونت و تو باز میکنی آن حرارت نگاه را و من مست میشوم و رقصان به سمت خدای درونت چله نشین شده ام...

و روزگاری است که خبر آوردند که درب این زیارتگاه باز میشود و معبود از طریق تو اجابت میکند و از دستان تو نعمتش را فرو میریزد و از لبان شیرین گز تو نفس مسیحایی میرساند و با قدمهای تو فرش میکند خان نعمت را بر عشق نوپای من...

و من مطمئنم از سرزمین دل تو... سرزمینی که درونش از کانیهای متبلور صد هزاران هزار  یاقوت و جواهر معرفت و عشق و دوستی... صفا و خنده و شادی... محبت و گذشت و زیبایی..غنی است.

/ 3 نظر / 32 بازدید
نسترن

[لبخند][گل][گل][گل] انشالله .............

^_^

خدا را صد هزاران مرتبه شکر که ما را آشنا کرد و راه زیبایی را در پیش رویمان گذاشت و "رسیدن" را برایمان آسوده کرد ما رسیدیییییییم.. تا عبد هستیییییییییم.. و حالا.. دست در دست هم پیش می‌رویم و زندگی‌ را تجربه می‌کنیم و به خدا میرسیم انشا‌الله ممنون که شیرینی‌ِ زندگی‌ ‌ات را با من تقسیم میکنی‌ 3>

amirsina

dooste aziz emshabam ro sakhti... mersi <3