...

چقدر زود تمام شدی.

دخترک پاییزی مهربان

هنوز نیامده

زمستان شدی

برف شدی و باریدی

آب شدی و رفتی.

و من در حسرت دستهایت

آغوشت

و نوازشت

باید تا گورستان دلم...

دستهایم را درون جیب هایم فرو برم

سرم را پایین بیاندازم از شرمت

 از سرمای زمانه به خود بلرزم

و

قدم بزنم 

حسرت بخورم

...

...

من

میروم

بی تو

برای بار آخر

...

من، عبوث و فلسفی

منه منطقی و خودکامگی

این من منفرد و تسلسلی

منه کاملا چهارچوبی.

منه دینی و روحانی

...

حلولت را دینم بر نمیتابد

بگذار عاشقانه بگویم

من از این به بعد نامردم

من از این به بعد فقط در راه یک چیز قدم میزنم

و میبینم که هستند

کسانی که در همین مسیر

تک سوار

قدم میزنند

گاهی میدوند

و فقط به یک نقطه خیره اند

با منش خودشان

با نیت خودشان

با عمل خودشان

و حسرت میخورم

از اینکه من چقدر ناقصم...

بگذار خوش خیال باشم

تا خیالت را پیش خودم ارام کنم

اما دلم نمی تواند

این همه را با هم ببیند.

...

میروم

و دیگر ... میروم

راستی

دیگر به استخاره هم ایمان ندارم...

/ 5 نظر / 19 بازدید
مهدی

نفس گیر بود... حوصله نوشتن ندارم خیلی دیگه، وگرنه جوابتو می دادم.

عین الف...

:|... قشنگ بود

...

اين درد از هزاران سال پيش به ارث رسيده است مال من و تو و او و آنها نيست اين درد از هزارن سال پيش يادگار است دم از درمان نزن كه درمانش در هيچ كتابي يافت نمي شود درمانش در هيچ سخن بزرگي يافت نمي شود درمانش در هيچ انرژ‍ي مثبتي يافت نمي شود درمانش در هيچ شعر و نقاشي فلسفه و هنري يافت نمي شود اين درد را درمان تدريجي بايد پس بيا از الف تا ي ، لام تا كام لال شويم بيا حرف نزنيم ، شعر نگوييم ، بيرون گود فن را دوره نكنيم بيا از الف تا ي ، لام تا كام لال شويم بيا ، بيا زندگي كنيم درد را درد بكشيم و لذت را لذت بريم به خدا ، زندگي گفتني نيست ، بيا بيا زندگي كنيم... و اي كاش فقط چشمانمان بوديم بدون گفتن ، حرف مي زديم بدون لمس كردن ، احساس مي كرديم بدون واژه ها ، مي شنيديم اي كاش فقط چشمانمان بوديم به خدا بعد از آن ديگر نه دلي مي شكست نه دلي مي گرفت و نه حتي دلي تنگ مي شد اي كاش فقط چشمانمان بوديم

faryad

شما هی مینویسین..... چقد خوبه ادم ایمانش بره برا یه حقیقت!! عاشق بودن دین رو میبره یقین میاره!! بخاظر همین عاشقا بنده های قشنگ تری هستند :)

لیلی

دخترک پاییزی مهربان هنوز نیامده زمستان شدی برف شدی و باریدی آب شدی و رفتی. راستی دیگر به استخاره هم ایمان ندارم...