آخر- آغاز

یک سال دیگر گذشت از این ماجرای زندگی ما و همچنان به شکر خدا روزگارمان خوب است. 

نوشتن از یک سال گذشته شاید بسیار تلخ باشد اما باید دوباره این آخر سالی شروع کرد به ورق زدن روزگاری که رفتند و در خاطرات ماندند... سال عجیبی بود با شروعی عجیب... بسیار اتفاقات افتاد و خوشحالیم که همه اش از طرف خداوند شیرین شد بر لبمان... و به قولی خدا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری... دری که گشوده شد به روی زندگیم، دری است از درهای بهشت که در آن مهربانی و عشق جاریست در نهرهای روان دوست داشتنتش... 

گذشت هر آنچه گذشت با تمام شادی و غمش با تمام سختی و آسانیش... اما چقدر بزرگ شده ام؟ چقدر انسان تر شده ام؟ چقدر مهربان تر و متعهد تر شده ام؟ چند روز از این سال عاشق بودم؟ چند روز مهرورزیدم کادو خریدم یا کسی را خوشحال کردم یا انسانی را یاری؟

گذشت تمام گذشتنی ها...

اما سالی نیکو در پیش است به یاری حق... به یاری او که هرچه از دوست رسد نیکوست... 

سالی که در آن امیدی دارم که بعد از خدا به تمامی کسانی است که دوستشان دارم... از ته ته قلبم برایشان آرزوی سلامتی و شادی دارم... که باید شاد زیست و شاد بود... شادی خط اول دفتر عشقم باید باشد...

اما مهمتر از شادی تقسیم شادیست... که چقدر میتواند قشنگ باشد که کسی را بخندانی و شاد کنی و خوش باشی... که تمام عشق و شادی از مبدا ابدیست... 

در سال جدید علاوه بر خانواده مهربانم که انشالله همواره سلامت و شاد باشند... کسی را دارم که هر روز بیشتر مرا شاد میکند... دلم برای خنده هایش هر ثانیه  تنگ میشود... برای نوع تعریف کردنش که چگونه به شوق می آورد تمام ذرات وجودم را... انرژی میدهد به تمام وجود خسته ام از روزگار کار و درس... روحم را نوازش میکند از فواصل دور... که هرچه درد است از دوری است... اما چقدر زیبا دوری را با انرژی و خندان میسپارد به اهل فواصل و اندازه... امسال را سالی نیکو میکنم برایش...

اما بهار...

بهترین فصل من...

فصلی که روحم را زیر و رو میکند... جان تازه میدمد در نجواهای درونم... و چقدر حقیر  و درشت است پاییز ... در قبال این نازک آرای روحانی من... که لطیف است... تازه است... بوی ریحانه اش مشامم را نوازش میدهد و مستت میکند... 

همه چیز عجیب زیبا میشود... حتی زمین به این عظمت تکان میخورد و خستگی خواب زمستانه اش را در می آرد...

من همواره عاشق بهارم... که آن را مدیون کسی هستم که بهار را به من شناساند... باید پابه پای بهار راه بروی تا درکش کنی...

کمتر از 10 دقیقه به سال تحویل... و این آخرین پیام سال 1393 و آغاز دل نامه در سال 1394 با کلی تغییرات خوب انشالله در زندگی که بازتابی زیباتر داشته باشند در دل نامه....به یاری خداوند منان و سلامتی و شادی انشالله.

انشالله در سال جدید خدایی تر باشیم...

/ 3 نظر / 14 بازدید
نسترن

سلام، سال نوتون مبارک[لبخند] سالی سرشار از سلامتی، شادابی ، نشاط و سعادتمندی براتون آرزومندم. دلتون همیشه شاد[گل] ترنم بهار، لبخند شکوفه ها، شادی و نشاط دلها برشما مبارک[لبخند]

^_^

~ سالی‌ که نکوست از بهارش پیداست ~ بهاری زیبا، پر از شکوفهای سفید و صورتیِ خوشگلی‌ داشته باشید تنتون سالم و لبتون خندون، در کنار کسانی‌ که در قلبتون جا دارن به همه ی آرزوهای قشنگ برسی‌‌ای جوان ---------- حالا اگر گفتین نوبت چیه؟ شیرینیییییییییییییییییییییی

احسان

سالي پر از بركت و خير و سعادتمندي براتون آرزومندم. انشاءا... امسال فقط بخنديد و غم نبينيد. با تشكر از متن‌هاي زيباتون