فال نیک

گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
شیرین من ، برای غزل شور و حال کو ؟
پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو ؟

قیصر امین پور

/ 5 نظر / 9 بازدید
محیا.ف.محمدی

بازم فامیلی حساب میکنیم که من اول بشم اول اول اول اول . . . ا و ل[خنده]

مترسک .....نانی آزاد

وقتی غرورت را از حجاب گیسوانت سیاهت بر می داری به سرخی لبانت آغشته می کنی در ظرفی از شیشه ی دلت می گذاری و به سمت دست هایی که حتی یک لحظه تو را نمی شناسند تعارف می کنی ، لحظه ای که دستانت می لرزد سرت گیج می رود ... و در میان هق هق بغض های نشکسته ات چگونه می فهمی صدایی که شنیدی شکستن قلبت بود یا غرورت ... ... ه ی چ ه م ی ن [گل]

مریم

اگه به فامیلی باشه من درجه یک تر ترم پس اول [ماچ][خنده][گل]

بکی

پنجره خیلی رویایی.....[ماچ]