تقصیر عشق بود

باران گرفت نیزه و قصد مصاف کرد
آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد
گویی که آسمان سر نطقی فصیح داشت
با رعد سرفه های گران سینه صاف کرد
تا راز عشق ما به تمامی بیان شود
با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد
جایی دگر برای عبادت نیافت عشق
آمد به گرد طایفه ی ما طواف کرد
اشراق هر چه گشت ضریحی دگر نیافت
در گوشه ای ز مسجد دل اعتکاف کرد
تقصیر عشق بود که خون کرد بی شمار
باید به بی گناهی دل اعتراف کرد

قیصر امین پور

/ 4 نظر / 117 بازدید
لبخندایرانی

از طرف مديريت به دوست خوبمان سلام وبلاگ لبخند ايراني با قواي هرچه بيشتر آماده ارائه مطالب مختلف به دوستان خود شده است از آمدن شما به اين وبلاگ خوشحال مي شويم از ديدن نظرهاي سازندتون در وبلاگمان نيرو مي گيريم واميدواريم توانسته باشيم در حد رضايت شما عمل كرده باشيم در بازديد بعدي به نقد وبلاگتان خواهيم پرداخت از اين بازديد كه لذت برديم

سحر

[نیشخند][گل][گل]

مهرپویا

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد سوگند به هر چهارده آیه نور سوگند به زخم های سرشار غرور آخر شب سرد ما سحر می گردد مهدی به میان شیعه برمی گردد یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد … عیدتان مبارک[گل]

آرمان

سلام بمن هم سر بزن خوشحالم میکنی