برای تو

 سیال خیالت رهایم نمیکند... مدام در ذهن من میچرخد... از عقل به دوست داشتن و از عشق به عقل تبدیل میشود... همواره هست روی پرده افکارم. 

انگار زمین این روزها وزن دوست داشتنمان را به آسمان داده تا روح مان اسیر زمان نباشد و پرواز کند... فاصله از دور نزدیک است... قدم که بر می داری میبینی چقدر راه باید رفت. عشق در نگاه اول چون فاصله نرفته است... اما فرقش در این است که هرچه بیشتر قدم میزنی در آن سریع تر میرسی...

باید فقط دوست داشت و بس.

گاهی دلم میخواهد در تمام این مشغله ها کمی بیشتر بنشینم و آرام چشمانم را ببندم و  خیالت کنم آسوده. امشب این کار را کردم... نمیدانم برای زادروزت بود یا چه... اما چشمانم را برای یک دقیقه کامل بستم...

تو بودی و تو بودی و تو...

الف.میم

بیست و هشتم مهر ماه 1394

پرتلند

/ 2 نظر / 72 بازدید
فریاد

عشق مثل معجزه است... ساده ات میکند مثل انار... هزار باره میگویم عشق حادثه است...مثل افتادن سیب وساده مثل شبهای کویر:)

^_^

Ye nafar inja alan kheili khosh haale...khoshhaale khosh haale khosh haaaaaaaaal [پلک]