شب آنچنان زلال که میشد ستاره چید

دستم به هر ستاره که می خواست می رسید
نه از فراز بام که از پای بوته ها
می شد ترا در آینه هرستاره دید
در بی کران دشت
در نیمه های شب
جز من که با خیال تو می گشتم
 جز من که در کنار تو می سوختم غریب
 تنها ستاره بود که می سوخت
 تنها نسیم بود که می گشت

فریدون مشیری

/ 7 نظر / 16 بازدید
نورا

خوشگل بود .زنده باد[گل]

نورا

خوشگل بود .زنده باد[گل]

لبخند ایرانی

اين بار براي شما هديه اي ويژه داريم ساخت رايگان بنر تبليغاتي شما در ليخندايراني براي اطلاعات بيشتر ونحوه ي سفارش به وبلاگ لبخندايراني سربزنيد تحويل بنر 10نفر اول سفارش چهارشنبه آماده مي شود براي ثبت نام عجله كنيد با تشكر گروه وبلاگ نويسي لبخند ايراني

مرتضی

سلام لینکت کردم وبلاگت قشنگ اگه تونستی از خیام هم شعر بزار ممنون[تایید]