حرف آخر

هزار خواهش و آیا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چرای بی زیرا
هزار بود و نبود
هزار شاید و باید
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار پوک و مگر
هزار بار همیشه
هزار بار هنوز ...
مگر تو ای همه هرگز
مگر تو ای همه هیچ
مگر تو نقطه ی پایان
بر این هزار خط ناتمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر
در این میانه تو
سنگ تمام بگذاری

قیصر امین پور
  

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوالفضل

سلام بر ابوالفضل میکانیک هم اسم خودم خداییش اسم خیلی نازی داریماااا خوش به حالمون[لبخند] نظرت در مورد خود کشی قابل تامل بود ابوالفضل جان احساس میکنم حرف هردومون یکی بود حالا شاید من درست حق مطلبو ادا نکردم ببخشید شعرتم از قیصر بسیار زیبا و با مفهوم بود شاد باشی

سیده مریم

الهی چگونه است که اینچنینی دلی به من داده ای ... و چنین غمی ... الهی چگونه است که فراموش می شویم ... و فراموش نمی کنیم ... الهی چگونه است که مهر بر دل می نهیم ... و مهر از دلمان بر می دارند ... الهی ...

ر-د

یاد کن یادِ ما که باخته ایم زندگی را با نا امیدی ساخته ایم از نبودت اشکها بر گونه هایم اواره گشت افتخاریست بر ما . رُخمان اراسته گشت این همه دوری بهر چیست؟ طاقت درد دوری را تحمل کیست؟َ ی اد کن و ز سوی ما راهی شو بیا و در می خانه ساقی شو با خدایت عاشقانه گفتگو کن خوشی را برایم ارزو کن

مریم

´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´ ´´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶´¶¶¶¶´´ ´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶´´´´¶´ ´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶´¶¶¶¶¶¶´´´¶´ ´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´ ´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶

مریم

´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´ ´´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶´¶¶¶¶´´ ´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶´´´´¶´ ´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶´¶¶¶¶¶¶´´´¶´ ´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´ ´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶

سیده مریم

خاطره شادمانی های دیروز تلخ ترین غمی است که امروز داریم.

زهرا

چه شعر قشنگی. دستت درد نکنه داداش جان. هزار کاش و اگر....

مه ناز

اينو حفظ بودم بي آنكه شاعرشو بشناسم! بالاخره رسم ما ايرانياس ديگه;) ممنون به خاطر اين پست[گل]