تمام شد

این روزها انگار
همه دنیا را سنگینی سکوت سایه گسترده
این روزها
از بد حادثه
مجبوریم به احترام سکوت
چیزی نگوییم
چه حرفها
پشت قاب خیال آینده
کشیده بودیم
اما این روزها
شیشه اش را
من کودکانه
سنگ زدم
سرزنشم نکنید
این روزها به احترام سکوت
یک دقیقه هم که شده
خیره شویم
برای بار آخر
به شیشه شکسته
 و اعواج آینده

......................................................

حالم بده

/ 5 نظر / 7 بازدید
مهدی

یک دقیقه سکوت می کنم برای پایان بی صدای خودم...

...

نه دل گرفتن ماندن خيال تو نيست اصلا اين خيال نبود كه ماند اين تو بودي كه رفتي، همه شاعران دروغ مي گويند دل گرفتن حتي رفتن بي هنگام تو نيست اصلا دل گرفتن چيزي نيست ،‌ نه هست ، نه ، نه هست و نه نيست ، هست و نيست هست و توصيف نمي شود، ما مجبوريم به قطع شدنِ بي دليل باران خاموش شدنِ بي دليل شمع در سقاخانه تمام شدن ِ بي دليل رنگ آبي براي كشيدن آسمان و نفس عميق و آه دل گرفتن بگوييم به خدا دل گرفتن اين ها هم نيست

faryad

...کاش...خدا تجسم میکرد خوده خودش را در یک جسم...دریک گل..در یک بو حتی راضی بودم برای اغوشش...به انهدام لهجه تبدار خودم هم!!! پی نوشت: __________________________________________- اهنگه بلاگ اصن دیگه نمیخونه برام :( نمیدونم چرا دوستام اره لینکشون بالاست دوستای مجازی حسودی نداره که :) مهم اون عده شونه که میبینیشون...ومیدونی نوشته ها تو میفهمن :| ادم حالش بد میشه زیاد مینویسه :))))) بی خیال!

لیلی

منم یک دقیقه سکوت کردم برات....

عسگری

دست خسته ی مرا،مثل کودکی بگیر با خودت ببر،خسته ام از این کویر!