...دل نامه

نوشتن کار ساده ای نیست. کسی که میتونه خوب فکر کنه میتونه خوب هم بنویسه. برای نوشتن آدم باید حال نوشتن پیدا کنه. حالا این حال میتونه از یک اتفاق تازه بدست بیاد اونوقته که نوآوری بوجود میاد بدون هیچ فکر کردنی. من خودم نوع دوم رو بیشتر میپسندم. هر آنچه از دل برآید بر دل خوش آید.

وقتی که کسی یا چیزی میتونه با فطرت زیبات بازی کنه بدون که اون چیز پاکه. چون فطرتت پاکه. چیزهای پاک رو همتون بهتر از من میدونید. هرچیز بر مبنای عشق بود پاکه در اون هیچ شکی نکن. وقتی اتفاقی تازه برات رخ میده، بعد حسی دوست داشتن بهت القا میشه و ذهنت رو از این بر دنیا میبره اونطرف دنیا، تردید نکن که در مسیر زیبایی داری وارد میشی و بدون هرچه بیشتر در اون پیش میری بیشتر به زیبایی ذهنی میرسی تا اینکه در نزدیک هدفت فنا میشی.

آدمها نباید غرق روزمرگی بشن. نباید زندگی رو تکرار کنیم، باید تجربش کنیم. تکرار زندگی به معنای به دنیا نیومدنه. نباید این فرصت رو از خودمون بگیریم که زنده باشیم ولی زندگی نکنیم! باید یاد بگیریم چه طور میشه شاد زندگی کرد. باید سعی کنیم که لذت ببریم. از همه چیز باید لذت برد. باید تا منتهای همه چیز پیش رفت. باید بود برای زندگی کردن نه اینکه زندگی کنیم برای بودن. چرا دلمون نمی خواد که با عشق زندگی کنیم؟ مگر ما از منبع عشق به دنیا نیومدیم که حالا عشق رو داریم فراموش میکنیم یا اینکه دیگه نگاهش هم نمی کنیم. اصلا توی میخیله من نمی گنجه که کسی بتونه بدون عشق زندگی کنه.

همچنان که باید نفس بکشیم تا بدن فیزیکی ما بتونه بقا داشته باشه باید عاشق هم باشیم تا بعد روحانی ما هم بتونه دوام بیاره. چرا ما انقدر ظالم هستیم که عشق رو درون خودمون محدود میکنیم و عاشق انسانها یا وسایل دیگه میشیم در صورتی که عشق اصلی و منبعش رو به فراموشی سپردیم؟

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط ابوالفضل مکانیک نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت