...دل نامه

دستم به هر ستاره که می خواست می رسید
نه از فراز بام که از پای بوته ها
می شد ترا در آینه هرستاره دید
در بی کران دشت
در نیمه های شب
جز من که با خیال تو می گشتم
 جز من که در کنار تو می سوختم غریب
 تنها ستاره بود که می سوخت
 تنها نسیم بود که می گشت

فریدون مشیری

نوشته شده در جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ توسط ابوالفضل مکانیک نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت